!-.-.-این قالب * قالب كلاسيك1* مخصوص کاربران بلاگفا است-.-.->
دفترم باز ورق میخورَد آرام آرام
میرسد دورهی اندوه به فرجام آراممیدوَد در تن من گرمی حسانگیزیآفتاب آمده انگار لبِ بام آرامتن تهی میشود از جان و دلم پُرآشوبتا به دستان تو لبریز شود جام آراممن همانم که به تو هرچه که نزدیک شدمدور شد از دل من غصّه به هر گام، آرام«دوستت دارم»ِ من قطرهای از عشق تو بودکه چکید از قلمم توی غزلهام، آرام!همهشب دلهره دارم که مبادا برویطی شود کاش که بیواهمه ایّام آرامبی تو آشوبم و غیر از تو کسی جایز
برچسب:
نویسنده: هستی زارعیان